عماد الدين حسن بن علي الطبري
54
مناقب الطاهرين ( فارسي )
مخالفت دين ما و آباى ما كردند ، و سبّ خدايان ما كردند ، و جوانان ما را تباه كردند و جمعيّت ما را متفرّق كردند . ايشان را به ما رد كن تا كار ما نظام گيرد . جعفر گفت : يا ملك ، ما مخالفت ايشان كرديم به سبب رسولى كه خداى تعالى به ما فرستاد و ما را به نماز و روزه و امثال آن فرمود و از خمر و زنا و حرام خوردن منع فرمود . و امثال اينها بگفت . نجاشى گفت : عيسى بن مريم نيز بدين آمد به خلق . بعد از آن گفت : يا جعفر ، هيچ از سخنان خداى بر ياد دارى ؟ گفت : آرى . گفت : بخوان . جعفر سورهء مريم بر ايشان خواند إلى قوله تعالى : « وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ » - الى آخر الآيات . « 1 » نجاشى بگريست و گفت : انّ هذا هو الحقّ . عمرو گفت : ايّها الملك ، وى عرض ما را تباه كرد . وى را به ما بسپار . نجاشى دست بر روى وى زد و گفت : اگر ديگر باره اين كلمات تكرار كنى بفرمايم تا گردنت بزنند . و خون از دندانهاى وى روان شد و گفت : يا ملك ، راست مىگويى . و از پيش وى بيرون رفت . و عمرو را در دل بود آنچه عماره بر وى كرده بود . بالاى سر نجاشى كنيزكى ايستاده بود شگرف و نيكو روى و نيكو قامت . عمرو با وى گفت : عطرى به وى فرست تا مطيع تو گردد . عماره مردى نيكو منظر بود . اندك عطرى به وى فرستاد و آن كنيز مطيعهء وى شد . گفت : بگوى با وى تا از طيب ملك چيزى به تو آرد . كنيزك چيزى را از طيب بياورد . عمرو آن طيب برداشت و پيش ملك رفت و گفت : يا ملك ، ما در بلاد تو آمديم . و
--> ( 1 ) - مريم ( 19 ) / 25 و 26 .